صواب بودن

لغت نامه دهخدا

صواب بودن. [ ص َ دَ ] ( مص مرکب ) راست بودن. درست بودن. مصلحت بودن: صواب باشد که مسعدی را فرموده آید تا نامه نویسد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 331 ). خوارزمشاهی گفت: این چیست ای احمد که رفت ؟ گفتم: این صواب بود. ( تاریخ بیهقی ). مرا این جا مقام صواب نباشد. ( کلیله و دمنه ).
راستی را سر ز من برتافتن بودی صواب
گرچو کج بینان به چشم ناصوابت دیدمی.سعدی.

فرهنگ فارسی

راست بودن

جمله سازی با صواب بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين اخبار گواه صدق گفته ماست كه آنچه ازتاءويل (تفسير ) قرآن كه بدون نص رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم با نصبدليل از سوى آن حضرت به طور علمى ادراك نمى شود، براى هيچ كسى سخن گفتن بهراءى خود روا نيست و اگر راءى او صائب باشد، خود او خطاكار است؛ زيرا در صورترسيدن به واقع، يقين به صواب بودن راءى خود نداشت، بلكه بر اساس گمان سخنگفته است و كسى كه در دين خدا به صرف گمان سخن بگويد، چيزى را كه نمى داندبه خدا اسناد داده است و خداوند در قرآن كريم چنين اسنادى را تحريم كرده است: ... واءن تقولوا على الله ما لا تعلمون (324)

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز