صقلاب

لغت نامه دهخدا

صقلاب. [ ص ِ ] ( ع ص ) بسیارخوار. || سپید. || سرخ. || سرسخت. || شتر سخت خوار. ( منتهی الارب ).
صقلاب. [ ص َ / ص ِ ] ( اِخ ) کلمه معرب است و صَقلَب و بندرت صَقلاب و نیز سَقلاب یا صِقلاب آمده است. جمع آن صَقالِبَه. این کلمه بدون شک مأخوذ از کلمه یونانی اسکلابنوی، اسکلابوی میباشد. ( دائرة المعارف اسلامی فرانسه ). مؤلف قاموس الاعلام آرد: اعراب اسلاوها را به این نام ( صقلاب ) میخوانند و در اثر بعد مسافت و فقدان وقایع تاریخی مشهور، معلومات جغرافیون عرب در حق اینان بسیار مشوش است. احمدبن فضلان اول کسی است که در حق اینان اطلاعات و اخباری بیان کرده و وی از طرف المقتدرباﷲ خلیفه عباسی بسمت سفیری نزد پادشاه صقالبه اعزام شده بود. ( قاموس الاعلام ترکی ). و مؤلف حدود العالم آرد: صقلاب ناحیتی است مشرق وی بلغار اندرونی است و بعضی از روس و جنوب وی بعضی از دریای کرز است و بعضی از روم و مغرب وی و شمال وی همه بیابانهای ویرانی شمال است. و این ناحیتی است بزرگ و اندر وی درختان سخت بسیار است پیوسته وایشان اندر میان درختان نشسته اند و ایشان را کشت نیست مگر ارزن. و انگور نیست و لکن انگبین سخت بسیار است. نبید و آنچ بدو ماند از انگبین کنند و خنب نبیدشان از چوب است و مرد بود که هر سالی از آن صد خنب نبید کند. و رمه های خوک دارند همچنانک رمه گوسپند و مرده را بسوزانند و چون مردی بمیرد اگر زنش مر او را دوست دارد خویشتن را بکشد. و ایشان همه پیراهن و موزه تا بکعب پوشند. و همه آتش پرستند و ایشان را آلاتهای رود است که بزنند که اندر مسلمانی نیست و سلاحشان سپر و زوبین و نیزه است و پادشای صقلاب را بسموت سویت خوانند و طعام ملوک ایشان شیر است و همه بزمستانها اندر کازه ها و زیرزمینها باشند و ایشان را قلعه ها و حصارهای بسیار است و جامه ایشان بیشتر کتان است و پادشاه را خدمت کردن واجب دارند اندر دین. و ایشان را دو شهرست و ابنیت: نخستین شهری است بر مشرق صقلاب. و بعضی به روسیان مانند، خرداب شهری بزرگ است و مستقر پادشا است. ( حدود العالم چ تهران ص 107 ). این نام بمجموعه اقوامی که در اروپا از سرحدهای ونسی تا اورال و بخشی بزرگ از آسیای مرکزی و جنوبی پخش شده اند، اطلاق میشود. از نظر نژاد قوم اسلاو هند و اروپائی است. ( برهان قاطع چ دکتر معین حاشیه 4 ص 1147 ). رجوع به اسلاو در همین لغت نامه شود.
صقلاب. [ ص ِ ] ( اِخ ) نام سردار بختنصر. ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

نام سردار بختنصر

جمله سازی با صقلاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه مى گويد: خانه هاى مقدس ديگرى در بلاد يونان و روم قديم و صقلاب بوده كهبرخى از آنها به اسماى كواكب ناميده مى شدند، مانند خانه زهره در تونس.

💡 نیمه از روم رفته تا صقلاب نیمه از چین گرفته تا اتکم

💡 ز جود تو متحیر بمانده شد سلطان که ملکش از در چین است تا در صقلاب

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز