صفوریه

لغت نامه دهخدا

( صفوریة ) صفوریة. [ ص ُ ری ی َ ] ( ع اِ ) نوعی گیاه است. ( منتهی الارب ).
صفوریه. [ ص َف ْ فو ری ی َ ] ( اِخ ) نام قریه بزرگی است در قضای ناصره از سنجاق عکا تابع ولایت بیروت از فلسطین. در 5000گزی شمال غربی ناصره و 12000گزی جنوب شرقی عکا واقع است. ( از قاموس الاعلام ترکی ). شهری است از نواحی اردن به شام قرب طبریه. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با صفوریه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صلاح‌الدین پس از آگاهی بر اجتماع نیروی دشمن در صفوریه، جلسهٔ شور جنگی فرماندهانش را تشکیل داد. نظر بیشتر فرماندهان این بود که وی از جنگ چشم بپوشد و به جای آن با حملات ناگهانی گسترده، اسباب تضعیف صلیبیون را فراهم آورد. در این میان، صلاح‌الدین گفت:

💡 اردوگاه صفوریه که صلیبیون برای فرود آمدن برگزیدند، به دلیل برخورداری از آب و چراگاه فراوان برای اسبان، اردوگاه بسیار مناسبی بود. چنان‌چه اینان در آنجا مانده بودند، صلاح‌الدین به آنان حمله نمی‌کرد.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز