صفوان بن مهران
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] صفوان از مردان پاک و موثقی بود که بزرگان علما به روایات او اهمیت می دهند، در اخلاق و رفتار به مقامی رسیده بود که مورد تایید امام واقع شد.
روایت کرده از حضرت امام صادق علیه السلام و عرضه کرده ایمان و اعتقاد خود را درباره ائمه اطهار علیهم السلام به آن حضرت، حضرت به او فرموده: رحمک اللّه.
و او همان است که شتران خود را به هارون رشید کرایه داد به جهت سفر حج چون خدمت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام رسید آن جناب فرمود: ای صفوان! هر چیز از تو نیکو و جمیل است مگر یک چیز از تو و آن کرایه دادن شتر است به این مرد یعنی هارون، عرض کرد که من به جهت سفر معصیت و لهو و لعب کرایه ندادم ولکن کرایه دادم برای طریق مکه و خودم هم در کار نیستم بلکه امر دست غلامان من است، فرماید: آیا کرایه از ایشان طلب نداری؟ گوید: چرا، فرماید: آیا دوست نداری بقای ایشان را تا کرایه تو به تو برسد؟ گوید: بلی، فرماید: کسی که دوست داشته باشد بقاء ایشان را پس او از ایشان است و کسی که از ایشان باشد با ایشان وارد آتش شود، صفوان رفت و شتران خود را بالتمام فروخت، هارون چون مطلب را فهمید به وی گفت: به خدا قسم! اگر نبود حسن صحبت تو، هر آینه تو را می کشتم.
و این صفوان زیارت روز اربعین امام حسین علیه السلام، را از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده و زیارت وارث و دعای معروف به (علقمه) را که بعد از زیارت عاشورا می خوانند نیز از آن حضرت نقل کرده و این صفوان مکرر حضرت صادق علیه السلام را از مدینه به کوفه آورده و با آن جناب به زیارت تربت حضرت امیرالمومنین علیه السلام نائل گشته و بر قبر آن جناب خوب مطلع بوده.
و از (کامل الزیارة) مروی است که مدت بیست سال به زیارت آن تربیت مطهره می رفت و نماز خود را در نزد آن حضرت به جای می آورد. و او جد ثقه جلیل و فقیه نبیل شیخ طایفه امامیه ابوعبدالله صفوانی است که در محضر سیف الدوله حمدانی با قاضی موصل در امامت مباهله کرد چون قاضی از مجلس برخاست تب کرد و دستش که در مباهله کشیده بود سیاه گشت و ورم کرد و روز دیگر هلاک شد.
جمله سازی با صفوان بن مهران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صفوان بن مهران كوفى از اصحاب حضرت صادق عليه السلام و حضرت موسى بنجعفر عليه السلام و آدم فهميده و پرهيز كارى بود، و اشتران بسيارى داشت كه بوسيلهكرايه دادن آنها زندگانى خود را تاءمين مى كرد.
💡 و در تهذيب به سند خود از صفوان بن مهران آورده كه گفت: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم زن مسلمان نزد من مى آيد، او مرا به شغلم (چارپادار) ميشناسد و من او را بهمسلمانى مى شناسم، و او محرمى ندارد، آيا او راحمل بكنم ؟ فرمود: عيب ندارد، حمل كن، زيرا مؤ من براى زن مؤ من محرم است، آنگاه اين آيهرا تلاوت نمود: (و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولياء بعض ).
💡 صفوان بن مهران از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: شخصمؤ منى از دنيا رفت. بعد از دفنش، ملائكه او را در قبرش نشاندند و گفتند: ماءموريتداريم كه صد تازيانه به تو بزنيم. مؤ من گفت: طاقت ندارم. گفتند: پنجاه ضربهشلاق مى زنيم. گفت: طاقت ندارم. گفتند: ده ضربه. گفت: طاقت ندارم تا رسيد به يكضربه. گفتند: چاره اى نيست بايد يك ضربه را به تو بزنيم.