صفاخانه

لغت نامه دهخدا

صفاخانه. [ ص َ ن ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گوی آغاج بخش شاهین دژ شهرستان مراغه. 31هزارگزی جنوب خاوری شاهین دژ و 8500 گزی جنوب راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب. کوهستانی. معتدل. سکنه 705 تن. آب آن از چشمه. محصولات غلات، بادام، حبوبات، کرچک. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. راه مالرو. امامزاده ای در یک هزارگزی آبادی دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گوی آغاج بخش شاهین دژ شهرستان مراغه در ۳۱ کیلومتری جنوب شرقی شاهین دژ و ۸/۵ کیلو متری جنوب راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب کوهستانی و معتدل ۷٠۵ تن سکنه آب از چشمه محصول غلات بادام جبوبات کرچک شغل مردم زراعت و گله داری صنعت دستی جاجیم بافی است.

جمله سازی با صفاخانه

💡 این روستا در دهستان صفاخانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲۱ نفر (۶۳ خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان صفاخانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۰ نفر (۵۹ خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان صفاخانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۵ نفر (۲۸ خانوار) بوده‌است.

💡 تپه قره مال مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان شاهین دژ، بخش مرکزی، دهستان صفاخانه، روستای حصار واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۶۹۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 این روستا در دهستان صفاخانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰۲ نفر (۷۸ خانوار) بوده‌است.