لغت نامه دهخدا
شیک پوش. ( نف مرکب ) شیک پوشنده. آنکه همیشه لباسهای پاکیزه و زیبا و گرانبها و مدروز پوشد. که جامه های او با برش و دوخت و قماش و نسیجی اعلاست. که عادتاً جامه شیک پوشد. ( یادداشت مؤلف ).
شیک پوش. ( نف مرکب ) شیک پوشنده. آنکه همیشه لباسهای پاکیزه و زیبا و گرانبها و مدروز پوشد. که جامه های او با برش و دوخت و قماش و نسیجی اعلاست. که عادتاً جامه شیک پوشد. ( یادداشت مؤلف ).
ویژگی کسی که همواره لباس مرتب و خوش دوخت می پوشد.
( صفت ) آنکه جامه برازنده و زیبا پوشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بیشتر سده نوزدهم میلادی استفاده آشکار از لوازم آرایشی در بریتانیا برای زنان محترم قابل قبول نبود و با گروههای حاشیهای مانند بازیگران و روسپیها ارتباط داشت. استفاده از آرایش بیادبانه و ناپسند تلقی میشد. در دهه ۱۸۵۰ گزارشهایی از اطلاعرسانی به زنان در مورد خطرات استفاده از سرب و گیاهان ضدآفتاب منتشر شد. به نظر میرسد پذیرش کامل استفاده آشکار از لوازم آرایشی و بهداشتی در بریتانیا دستکم تا سال ۱۹۲۱ برای افراد شیک پوش لندنی طول کشیدهاست.
💡 عشقی و عارف بهترین نمایشنامههای خود را در سالن گراند هتل آن به معرض تماشا گذارده… زیباترین خانمهای شوخ و شنگ و رعناترین پسران دلربا نیز از این ساعات رو به آن میآوردند و شیک پوشترین مردان و آلامدترین جوانان در این خیابان دیده میشدند.