لغت نامه دهخدا
شیشه زدن. [ شی ش َ / ش ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ( از عدد شش ) در اصطلاح زارعان خراسان، آمدن باران در روزهای ششم فروردین یا بیست وششم یا سی وششم بهار. ( یادداشت محمدِ پروین گنابادی ). رجوع به شیشه شود.
شیشه زدن. [ شی ش َ / ش ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ( از عدد شش ) در اصطلاح زارعان خراسان، آمدن باران در روزهای ششم فروردین یا بیست وششم یا سی وششم بهار. ( یادداشت محمدِ پروین گنابادی ). رجوع به شیشه شود.
در اصطلاح زارعان گناباد آمدن باران در روز های ششم فروردین یا بیست و ششم و سی ششم بهار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس که با سنگ ز سختی دل من یکرنگ است سنگ بر شیشه من، شیشه زدن بر سنگ است