شیشه بری
مترادفها
شیشهتراش، شیشهبر
لغت نامه دهخدا
شیشه بری. [ شی ش َ / ش ِ ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل شیشه بر. بریدن شیشه و انداختن آن در و پنجره را. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیشه بر شود. || ( اِ مرکب ) دکان یا کارگاه که شیشه در آن بُرند و فروشند. شیشه فروشی. دکان شیشه بر. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل شیشه بر. ۲ - ( اسم ) دکان شیشه بر.
جمله سازی با شیشه بری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سهیلا جلودارزاده فرزند اول خانواده است. پدربزرگش از سادات روحانی اهل شهر راوند کاشان بودند. شغل پدرش شیشه بری و مادرش خانهدار بود گهگاهی قالی میبافت. در سال ۱۳۵۴ ازدواج میکند و در همان سال اولین دخترش به دنیا میآید. وی در مهرماه سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ تحمیلی برای امداد رسانی به شهرهایی چون خرمشهر و آبادان سفر کردهاست. در این زمان شوهر و دخترش در تهران زندگی میکنند و مادرش وظیفهٔ نگهداری از دخترش را بر عهده میگرد، پس از مدتی که مادرش مریض میشود به تهران بازمیگردد که در آن زمان است که فرزند دومش نیز متولد میشود.
💡 ۶هکتار گندمکاری آبی و ۵ هکتار دیم و ۲۲ هکتار باغ و قلمستان دارد، از آب چاه مشرب میشود، محصولش گندم و جو و سیبزمینی و لوبیا و سیب و گردو و گیلاس و آلبالو و بعضی از افراد بومی مشغول به کار گلهداری هستند. شغل اکثریت مردمانی که به تهران مهاجرت کردند شیشه بری میباشد