شیرنی

مترادف‌ها

شیرینی

لغت نامه دهخدا

شیر نی. [ رِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شیره نیشکر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شیره نیشکر

جمله سازی با شیرنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر ترا سرو نهم نام روا نبود از آنک سرو را شیوه و شیرنی رفتار تو نیست

💡 تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ما شور شیرنی نمی‌خواهد به سر پروز ما

💡 بخوبی ره زن هر جا که جانی به شیرنی شکر ریز جهانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران