شکم خواره

لغت نامه دهخدا

شکم خواره. [ ش ِ ک َ خوا /خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) پرخور. بسیار خور و خورنده.( ناظم الاطباء ). مبطان. بطن. شکم بنده. شکم خوار. شکم پرست. شکم پرور. پرخوار. ( یادداشت مؤلف ):
ای کریمی که همه وقت ز خوان کرمت
معده آز شکم خواره بلایی دارد.سلمان ساوجی ( از انجمن آرا ).|| گرسنه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شکم خوار شود.

فرهنگ فارسی

۱ - بسیار خور پر خور. ۲ - گرسنه.

جمله سازی با شکم خواره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفس شکم خواره را روزه مریم دهی تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی

💡 کس از شهوت بطن سودی نیافت شکم خواره را کار جان دادن است

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز