شکم خالی
مترادفها
گرسنه، گرسنگی
متضادها
سیر، شکم پر
لغت نامه دهخدا
شکم خالی. [ ش ِ ک َ ] ( ص مرکب ) کنایه از گرسنه. ( از یادداشت مؤلف ):
درونت حرص نگذارد که زربر دوستان پاشی
شکم خالی چو نرگس باش تا دستت درم گردد.سعدی.|| کنایه از میان تهی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کنایه از گرسنه یا کنایه از میان تهی.
جمله سازی با شکم خالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر یاد لب دلبر خشکست لب مهتر خوش با شکم خالی مینالد چون سرنا
💡 درونت حرص نگذارد که زر بر دوستان پاشی شکم خالی چو نرگس باش تا دستت درم گردد
💡 شکم خالی و سرپر از دود بنگ زد آتش به جان بادهٔ لعل رنگ
💡 شکم خالی وکیسه پرداخته تن از بنگ و می ناتوان ساخته
💡 و گفته اند خداوند تعالی پنج چیز بپنج جای بنهاد عزّ اندر طاعت، و ذلّ اندر معصیت، و هیبت اندر قیام شب، و حکمت اندر شکم خالی، و توانگری اندر قناعت.
💡 پزشکان همیشه توصیه میکنند که برای نتیجهگیری دقیق از آزمایش خون، بیمار حتماً باید با شکم خالی و در ساعات مشخصی از روز مراجعه کند.
💡 او از شدت گرسنگی که احساس میکرد، با شکم خالی به دنبال یافتن اولین رستورانی گشت که در این خیابانهای پررفت و آمد باز بود.
💡 کار کردن طولانیمدت در محیطهای بسیار گرم بدون مصرف غذا و با شکم خالی میتواند منجر به افت فشار خون و ضعف شدید شود.