شک دار
مترادفها
مشکوک، تردیدآمیز، نامطمئن
متضادها
یقینی، قطعی، مطمئن
لغت نامه دهخدا
شک دار. [ ش َ ] ( نف مرکب ) شک دارنده. دارای تردید: انسان ( یا شخص ) چرا روزه شک دار بگیرد؟ ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
شک دارنده دارای تردید.
جمله سازی با شک دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر ترا اشکال آید در نظر پس تو شک داری در انشقالقمر
💡 چو شک داری چگویم از یقینت که تا اینجا شوی بی کفر و دینت
💡 چه شک داری در آن کین چون خیال است که با وحدت دویی عین محال است
💡 مرا گر در وفا شک داری ایشوخ ترا در بیوفایی هیچ شک نیست
💡 پلیس در مورد صحت اظهارات این شاهد عینی بسیار شک دار است و به همین دلیل تحقیقات بیشتری را در مورد این پرونده پیچیده آغاز کرده است.
💡 من در مورد تصمیماتی که مدیر شرکت در مورد تغییر ساختار اداری گرفته است بسیار شک دار هستم و فکر میکنم این کار اشتباه است.
💡 اگر در مورد اعتبار این سند یا قرارداد بسیار شک دار هستید، حتماً قبل از امضای هرگونه مدرکی با یک وکیل بسیار متخصص مشورت کنید.