لغت نامه دهخدا
شوریده ایام. [ دَ / دِ اَی ْ یا ] ( ص مرکب ) که روزگار با شیدائی و آشفتگی قرین دارد.که عمر به شوریدگی و شیدائی به سر آرد:
یکی پرسید از آن شوریده ایام
که تو چه دوست داری گفت دشنام.عطار ( اسرارنامه ).
شوریده ایام. [ دَ / دِ اَی ْ یا ] ( ص مرکب ) که روزگار با شیدائی و آشفتگی قرین دارد.که عمر به شوریدگی و شیدائی به سر آرد:
یکی پرسید از آن شوریده ایام
که تو چه دوست داری گفت دشنام.عطار ( اسرارنامه ).
که روزگاری با شیدائی و آشفتگی قرین دارد.
💡 بدو گفتند ای شوریده ایام چراکردی بخون آلوده اندام
💡 شدند آن فرقه ی شوریده ایام طلبکار مدد از اهل آشام
💡 یکی پرسید از آن شوریده ایام که تو چه دوست داری گفت دشنام
💡 چو شه بشنود حالی داد پیغام که نه فرمودم ای شوریده ایام
💡 جگر خون عاشق شوریده ایام در آغاز محبت حسرت انجام