شور رفته

مترادف‌ها

بی‌رمق، بی‌روح، رنگ‌وپریده

متضادها

پرشور، پرهیجان

لغت نامه دهخدا

شوررفته. [ شورْ، رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ( جامه ٔ... ) کوتاه شده. جامه نو پس از شستن بار نخست. ( یادداشت مؤلف ). آب رفته.

فرهنگ فارسی

کوتاه شده آب رفته

جمله سازی با شور رفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچنانک از فقر می‌ترسند خلق زیر آب شور رفته تا به حلق

💡 قلزم به شور رفته و عمان نشسته تلخ زین آب زندگی که به ساحل نهاده‌اند

کلمات مرتبط