شواق
مترادفها
اشتیاق، شوق، دلتنگی
متضادها
بیمیلی، بیاشتیاق، ملال
لغت نامه دهخدا
شواق. [ ش َ واق ق ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شاقة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شاقة شود.
فرهنگ فارسی
جم شاقه
جمله سازی با شواق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تشنهام تا به کی آخر بده آبی ساقی فی حشای أضطرمتُ نایرة إلا شواق