لغت نامه دهخدا
( شو و آی ) شو و آی. [ ش َ / ش ُ وُ ] ( اِمص مرکب ) آی و شو. آمد و شد. ( یادداشت مؤلف ):
تا کی این رنج ره و گرد سفر
وین تکاپوی دراز و شو و آی.فرخی.نیز در بیشه و در دشت همانا نبود
باز را از پی مرغان شکاری شو و آی.فرخی.
( شو و آی ) شو و آی. [ ش َ / ش ُ وُ ] ( اِمص مرکب ) آی و شو. آمد و شد. ( یادداشت مؤلف ):
تا کی این رنج ره و گرد سفر
وین تکاپوی دراز و شو و آی.فرخی.نیز در بیشه و در دشت همانا نبود
باز را از پی مرغان شکاری شو و آی.فرخی.
( شو و آی ) آی و شو آمد و شد
💡 گر چشم فیض داری از آن چشمهٔ کرم ای دل به سینه خون شو و ای چشم تر بجوش
💡 مستانه پی سوختن جان و دل آمد ای دل همه طاقت شو و ای تن همه جان باش
💡 روز فراق رفت و برآمد شب وصال ای روز منقطع شو و ای شب علی الدوام
💡 نام افرادی که با آندرتیکر در رستلمنیا مبارزه کردهاند: جیمی اسنوکا، جیک رابرتز، جاینت گونزالز، کینگ کونگ باندی، دیزل، سایچو سید، بیگ باس من، ریک فلیر، (بیگ شو و ایترین)، رندی اورتن، مارک هنری، باتیستا، ادج، سی ام پانک (هر کدام یک مسابقه) و شان مایکلز، کین (۲ بار) و تریپل اچ (۳ بار)، براک لزنر، بری وایت، شین مکمن، رومن رینز، جان سینا. ای جی استایلز