شهر اسلام
لغت نامه دهخدا
شهر اسلام. [ ش َرِ اِ ] ( اِخ ) نام شهر آوجان یا اوجان که از راه میانه ده فرسنگ تا تبریز فاصله دارد. یاقوت این شهر رادر قرن هفتم هجری دیده است و گوید شهر دارای بارو وبازاری عالی است اگرچه به دست مغولها خراب شده است.در زمان حمداﷲ مستوفی، غازانخان بتجدید عمارت آن همت گماشت و به گفته مستوفی از سنگ و گچ بارو کشید و شهر اسلام خواند و دارالملک ساخت. ( ترجمه سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص 175 ). و نیز رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 8 و مقاله عباس اقبال در مجله ارمغان شود.
جمله سازی با شهر اسلام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غمزه را کار مفرمای به شهر اسلام که مسلمانان شمشیر به کافر ندهند
💡 دین بیشتر مردم شهر اسلام و مذهب آنها شیعه است اما در توابع شهر شمار قابل توجهی از تالشهای اهل سنت نیز سکونت دارند.
💡 مردم این شهر، به زبانهای ترکی و کردی سخن میگویند؛ همچنین دین مردم این شهر اسلام با مذاهب تشیع و تسنن است.
💡 این تالاب در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی شهر ملایر و یک کیلومتری جنوب شرقی شهر اسلامشهر آقگل از توابع ملایر واقع شدهاست.
💡 این منطقه در حدود پنج کیلومتری جنوب شهر اسلامآباد غرب در جاده اسلامآباد غرب به گیلانغرب قرار دارد.