شهادت گاه
مترادفها
شهادتگاه، محل شهادت
لغت نامه دهخدا
شهادت گاه. [ ش َ دَ ] ( اِ مرکب ) قتلگاه. مشهد. شهادت زار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
قتلگاه مشهد
جمله سازی با شهادت گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سماع ای شیخ موج از آستین ما بریز در شهادت گاه او ما هم سماعی می کنیم
💡 آن بنای تاریخی که به عنوان شهادت گاه ساخته شده است، یادآور فداکاریهای بزرگ مردمی است که در راه آزادی کشور جان خود را فدا کردند.
💡 بازدیدکنندگان از آن نقطه خاص که شهادت گاه محسوب میشود، با دیدن یادمانها، احساس آرامش و احترام عمیقی نسبت به قربانیان آن دوران پیدا میکنند.
💡 در مراسم سالگرد آن واقعه مهم، تمام مردم گرد آن شهادت گاه جمع شدند تا برای روح پاک کسانی که در آنجا جان باختند، دعا کنند.