شهاب الدوله
لغت نامه دهخدا
شهاب الدوله. [ش ِ بُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) لقب ابوسعد سلطان مسعودبن محمود غزنوی ( 421 - 432 هَ. ق. ). رجوع به تاریخ عباس اقبال ص 287 و مجمل التواریخ والقصص ص 428 و 429 و تاریخ بیهقی ص 23، 332 و 601 و تاریخ گزیده ص 402 شود.
شهاب الدوله. [ ش ِ بُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) لقب ابوالفتح مودودبن مسعودبن محمود غزنوی ( 432 - 441 هَ. ق. ). رجوع به تاریخ عباس اقبال ص 287 و تاریخ بیهقی چ ادیب ص 24، 33 و 105 و تاریخ گزیده ص 402 شود.
شهاب الدوله. [ ش ِ بُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) نصربن صالح بن مرداس ابوکامل. دویمین از بنی مرداس به حلب از سال 420 تا 429 هَ. ق. و در این سال در جنگ با فاطمیان کشته شد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به آل مرداس و نصربن صالح بن مرداس شود.
شهاب الدوله. [ ش ِ بُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) هارون بغراخان بن سلیمان. سومین از ایلک خانیه ترکستان. وفات او میان سالهای 383 و 384 هَ. ق. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به آل افراسیاب و بغراخان و نیز الاَّثار الباقیه ص 133 شود.
فرهنگ فارسی
لقب دو تن از پادشاهان غزنوی: ۱ - لقب مسعود بن محمود. ۲ - لقب مودود بن مسعود
جمله سازی با شهاب الدوله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیمورتاش در دومین دورهٔ مجلس شورای ملی به عنوان نماینده مجلس از مشهد انتخاب شد و با گرفتن استشهاد محلی از بزرگان منطقه بر مشکل قانونی کم بودن سن برای رسیدن به نمایندگی فائق آمد و بهعنوان جوانترین نماینده راهی مجلس شد. در انتخابات هیئت ریسه مجلس به سمت منشی انتخاب و از اعضای فعال کمیسیون نظام بود. مدتی هم به جای اسدالله میرزا شهاب الدوله نایب رئیس مجلس شد. از جمله پیشنهادهای او به مجلس این بود که در رأیگیری با قیام و قعود، اگر اکثریت رأی به قبول نداد، یک بار دیگر نیز برای رد رأی گرفته شود چون در رأیگیری با قیام و قعود نمیتوان رأی ممتنع را از رأی رد تشخیص داد. اما این پیشنهاد پذیرفته نشد.
💡 او چند پسر داشت: یوسف قدیرخان که وارث قلمروهای او در باختر بود، علی تگین، محمد طغان خان، شهاب الدوله سلیمان که بر اوزگن حکومت می کرد و عدود الدوله حسین که بر ایلاق فرمان میراند.