لغت نامه دهخدا
شه پیاده. [ ش َه ْ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فرزین. شهبیدق. ( یادداشت مؤلف ). وزیر در شطرنج. رجوع به شهبیدق شود.
شه پیاده. [ ش َه ْ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فرزین. شهبیدق. ( یادداشت مؤلف ). وزیر در شطرنج. رجوع به شهبیدق شود.
فرزین شهبیدق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضور سرو بن بین سبزه بید چو نزد شه پیاده با سواره
💡 رخ چو فرزین آردت هر شه پیاده چون بر اسب پیلتن بیند سوارت