شناساننده

لغت نامه دهخدا

شناساننده. [ ش ِ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) معرف. ( یادداشت مؤلف ). معرفی کننده.

فرهنگ عمید

آشناکننده.

فرهنگ فارسی

معرف معرفی کننده

جمله سازی با شناساننده

💡 دوقلویی تغییر شکل یک نتیجه معمول از دگرگونی منطقه ای است. دوقلویی کریستال در تحقیقات کوهزایی نیز به عنوان شناساننده جهت نیرو در فرایندهای ایجاد کوهستان، به کار می‌رود.

💡 در همه سازمان ها معماری سردر ورودی شناساننده هویت و کارکرد آن سازمان است. طراحی سردر اصلی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۰ با تلفیق نماد حوزه علمیه قم و دانشگاه تهران (محراب و کتاب) آغاز شد. سازه آن از نوع بتن آرمه نمایان و شامل چهار یال بتنی، هر یک به دهانه ۵ متر و ارتفاع ۱۰ متر است و در مجموع بیانگر پیوند دین و دانش است. این سازه در سال ۱۳۸۱ به بهره برداری رسید.

💡 اگرچه هر يك از اين كلمات بسنده است كه شناساننده بزرگترين شخصيت تاريخبشريت باشد، ولى مقصود ما نشان دادن بزرگى حضرت على (ع ) با اين گفته ها نيست.چون شخصيت مستقل على (ع ) احتياج به استمداد از گفتار و افكار ديگران ندارد؛ و عظمتوالاى او به هيچ گونه پشتوانه اى نيازمند نيست.

💡 فرهاد وارسته، شناساننده کاراته به ایران بود (سال ۱۹۶۶) و پدر کاراته ایران محسوب می‌شود. وی تنها دارنده دان ۱۰ کاراته ایرانی و تنها فرد غیر آسیایی شرقی است که به‌طور رسمی از سوی کاراته کنترلی ژاپن مجاز به ایجاد یک سبک کاراته کنترلی شناخته شده‌است.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز