لغت نامه دهخدا
شمرذی. [ ش َ م َ ذا] ( ع ص ) شتر تیزرو. ( ناظم الاطباء ). لغتی است در شَبَرذی ̍ معناً و وزناً. ( از منتهی الارب ). بوزن و معنی شمردی است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شمردی شود.
شمرذی. [ ش َ م َ ذا] ( ع ص ) شتر تیزرو. ( ناظم الاطباء ). لغتی است در شَبَرذی ̍ معناً و وزناً. ( از منتهی الارب ). بوزن و معنی شمردی است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شمردی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ددو تیره رای از نژاد حرام که خود شمرذی الجوشنش بودنام
💡 قصه کوته شمرذی الجوشن رسید گفتگو را، آتش خرمن رسید