شماج

لغت نامه دهخدا

شماج. [ ش َ] ( ع اِ ) اندک و حقیر از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || نان جوین. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || آنچه از انگور و جز آن وقت خوردن براندازند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ماذقت شماجاً؛ نچشیدم چیزی را. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

جمله سازی با شماج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت آيت الله فرمودند: بيست سال يا بيست و پنجسال پيش ‍ (ترديد از گوينده است ) نيز چنين گرفتارى براى شما پيش آمد ولى شماجان سالم بدر برديد. بعد يادم آمد كه آقا راست مى فرمايند.(49)))