شقراء

لغت نامه دهخدا

شقراء. [ ش َ ] ( ع ص ) مؤنث اشقر. زن سرخ و سپید. ج، شُقْر، شُقْران. ( ناظم الاطباء ).
شقراء. [ ش َ ] ( اِخ ) نام مادیانی که خودش و صاحبش هر دو کشته شدند.
- امثال:
اشأم من الشقراء. ( ناظم الاطباء ). اسب شیطان بن لاطم که خود و صاحبش کشته شدند، گویند: اشأم من الشقراء. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
|| اسب خالدبن جعفر کلابی که در تندروی بدان مثل زنند. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با شقراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مادر: شقراء، معروف به خيزران، امّ البنين، و بعضى گفته اند: نجمه بوده است.

💡 در سال 1152 ق. در شقراء از روستاهاى جبلعامل (نواحى لبنان ) و در خانواده اى اهل دين و دانش، نوزادى پا به عرصه هستى گذاشتكه او را جواد نهادند.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز