لغت نامه دهخدا
( شعوانة ) شعوانة. [ ش َع ْ ن َ ] ( ع اِ ) موی انبوه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || دسته موی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام زنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
( شعوانة ) شعوانة. [ ش َع ْ ن َ ] ( ع اِ ) موی انبوه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || دسته موی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام زنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
موی انبوه یا دسته موی یا نام زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعوانه با خود گفت: در اين كار سرى است، اين ماتم مردگان نيست كه برپاست، اينماتم زندگانست، اين ماتم بدكاران است، اين ماتم مجرمان است، اين ماتم عاصيان و نامهسياهان است، خوب است خودم به اندرون روم ببينم چه خبر است، وقتىداخل خانه شد آن مرد عابد صالح را ديد كه در بالاى منبر اين آيات را تفسير مى كند كه:
💡 از سومين خدمتگزارش، درخواست كرد كه هر چه سريعتر، خبرى آورد و از اوضاع آن مجلسگزارش دهد. او رفت و برگشت و اظهار داشت: ((اى خاتون ! اينجا مجلس موعظه است وصداى گريه، در اثر بيانات واعظى است كه مردم را موعظه مى كند، و بدكاران را ازعذاب خدا مى ترساند.)) شعوانه، آن زن گنهكار و عاصى كه هرگز به چنين مجالسىپا نگذاشته بود، به عنوان تماشا به آنجا رفت و در بخش زنان نشست.
💡 گفت: اى شيخ شعوانه منم اگر توبه كنم خدا مرا مى آمرزد؟ گفت: خداوند تعالى ارحمالرحمين است، البته اگر توبه كنى آمرزيده مى شوى. شعوانه از كارهاى بد خود دستبرداشت و توبه كرد، به صومعه اى رفت، ومشغول عبادت شد، مدام در حالت رياضت و سختى بود بنحوى كه بدنش گداخته شد،گوشتهاى بدنش آب گرديد و به نهايت ضعف و نقاهت رسيد.