شعر گفتن

لغت نامه دهخدا

شعر گفتن. [ ش ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شدو.
( تاج المصادر بیهقی ). قرض. ( تاج المصادر بیهقی ). الهام. انشاد. سرودن شعر. گفتن شعر. ( یادداشت مؤلف ). مقص. ( منتهی الارب ). اِشعار. ( منتهی الارب ). شَعْر. شِعْر. ( منتهی الارب ):
مگوی شعر پس ار چاره نیست از گفتن
بگوی تخم نکو کار و رسم بد بردار.بوحنیفه اسکافی ( از تاریخ بیهقی ).روزگاری کآن حکیمان سخنگویان بدند
کرد هر یک را به شعر نغز گفتن اشتهی.منوچهری.خواجه بوسهل زوزنی دوات و کاغذ خواست و بیتی چند شعرگفت. ( تاریخ بیهقی ).
شعر گفتن به عذر سیم و شکر
مختصر عذرخواه مختصر است.خاقانی. || مدح کردن به شعر. ستایش کردن به شعر: عاقبت کار آدمی مرگ است اگر امروز اجل رسیده است کس باز نتواند داشت که بر دار کشند یا جز دار که بزرگتر از حسین علی نیم. این خواجه [ بوسهل زوزنی ] که مرا [ حسنک را ] این میگوید مرا شعر گفته است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 181 ).
یک چند به زرق شعر گفتن
بر شعر سیاه و چشم ازرق.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

شدو قرض الهام انشاد

جمله سازی با شعر گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين بيت از آن جناب نقل شده و درباره اش بحث زيادى كرده اند، و به نظر ما طرح روايت ونپذيرفتن آن آسان تر از آن است كه شعر بودن آن را انكار كنيم، و يا بگوييم به طوراتفاق از آن جناب سرزده، و قصد شعر گفتن نداشته.

💡 هنگام شعر گفتن شوقت مرا قرین دان زآن سان که در خموشی {با} لب بود قرین لب

💡 گر تو ای نادان ندانی، هرکسی داند که تو نیستی با من به گاه شعر گفتن هم قرین

💡 فرحبخشیان از کودکی به امامان شیعه علاقه‌مند بود. او منشأ این علاقه را به حضورش در مراسم مذهبی در دوران کودکی مربوط می‌دانست. به گفتهٔ خودش از ۱۲ سالگی و پس از آن‌که شبی در خواب، شخصی او را به شعر گفتن تشویق کرد، سرودن شعر را آغاز کرده بود.

💡 على - عليه السلام - به پدر او توصيه كرد كه بهتر از شعر گفتن، تعليم قرآن استو همين سفارش سبب گرديد تا فرزدق به آموزش و حفظ قرآن روى آورد.

💡 رب العالمین فرمود: ما او را شعر نیاموختیم و او شاعر نیست، شعر گفتن شبهت آر و در وی شبهت نیست و در گفتار وی تهمت نیست وَ ما هُوَ عَلَی الْغَیْبِ بِضَنِینٍ ای بمتّهم.

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز