شرم جای
لغت نامه دهخدا
شرم جای. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) شرم اندام. آلت تناسل مرد و زن. عورت. ( یادداشت مؤلف ). شرم مرد و زن. ( ناظم الاطباء ). جای ستر عورت. ( آنندراج ). شرمگاه. ( فرهنگ فارسی معین ):
خالی که به شرم جای آن نوش لب است
بر چشمه خورشید نشانی ز شب است.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).رجوع به شرمگاه شود.
جمله سازی با شرم جای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بند زبان ناطقه گردد نفس ز شرم جایی که فطرت تو سخنآوری کند