لغت نامه دهخدا
( شرفیة ) شرفیة. [ ش َ فی ی َ ] ( ع اِمص ) شرافت و رفعت. ( از ناظم الاطباء ). || نجابت و اصالت. ( ناظم الاطباء ).
( شرفیة ) شرفیة. [ ش َ فی ی َ ] ( ع اِمص ) شرافت و رفعت. ( از ناظم الاطباء ). || نجابت و اصالت. ( ناظم الاطباء ).
شرفیه ( به عربی: شرفیة ) یک منطقهٔ مسکونی در عراق است که در استان نینوا واقع شده است. شرفیه ۵۰۰ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو خاورشناس معروف فرانسوی به نامهای بارون کارا دو وو و بارون رودولف درلانژه در سال ۱۹۳۷ م. رسالهٔ شرفیه را به فرانسوی ترجمه کردند (اولی بهطور مختصر و دومی به تفصیل). این ترجمهها باعث شده که رسالهٔ شرفیه نزد اروپاییان اثری شناخته شده باشد.
💡 رسالهٔ شرفیه به زبان عربی نوشته شده و شامل پنج مقاله است به این عناوین:
💡 به عقیدهٔ عبدالقادر مراغهای، رسالهٔ درة التاج لغرة الدباج از قطبالدین شیرازی در واقع شرحی است بر رسالهٔ شرفیه. مبارکشاه بخاری نیز بر آثار ارموی از جمله رسالهٔ شرفیه شرحی نوشتهاست.
💡 بین نگارش الأدوار و رسالهٔ شرفیه حدود ۳۰ سال فاصله است و رسالهٔ شرفیه از بعضی جهات مبسوطتر از الأدوار است اما با این حال کمتر از آن مورد توجه بودهاست.