لغت نامه دهخدا
شربت تر. [ ش َ ب َ ت ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شربت لطیف و نفیس است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
چو دولاب کو شربت تر دهد
ازین سر ستاند از آن سردهد.نظامی.
شربت تر. [ ش َ ب َ ت ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شربت لطیف و نفیس است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
چو دولاب کو شربت تر دهد
ازین سر ستاند از آن سردهد.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دولاب کاو شربت تر دهد ازینسر سِتانَد بدانسر دهد