لغت نامه دهخدا
شراب انداختن. [ ش َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) شراب ساختن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
گر نیندازد ستم بر نوبهار خود کمند
در خزان هرکس که نتواند شراب انداختن.صائب.
شراب انداختن. [ ش َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) شراب ساختن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
گر نیندازد ستم بر نوبهار خود کمند
در خزان هرکس که نتواند شراب انداختن.صائب.
شراب ساختن
💡 گر نیندازد، ستم بر نوبهار خود کند در خزان هر کس که بتواند شراب انداختن