شدیده

لغت نامه دهخدا

( شدیدة ) شدیدة. [ ش َ دَ ] ( ع ص ) مؤنث شدید. ج، شدائد. ( اقرب الموارد ). رجوع به شدائد شود.
شدیدة. [ ش َ دَ ] ( ع ص ) شدیده. حروف هجا را به سه قسمت ِ شدیده و رخاوه و بین الشدة و الرخوة تقسیم کرده اند و حروف شدیده هشت است. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ص 353 ). به اصطلاح علم قرائت حرفی است که صوتش از مخرج او بسته شود اگر او را ساکن خوانی آواز بقوت برآید وآن همه هشت حرف است که در این دو کلمه گرد آمده است: «اجدک تقطب ». ( از غیاث اللغات ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

مونث شدید، شدائدجمع
( صفت ) مونث شدید جمع: شداید ( شدائد ).
مونث شدید

جمله سازی با شدیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرچند بلاند خود برده‌دار بود، اما از نخستین منتقدین برده‌داری بوده و باری اظهار داشت که «تحت حکومت انگلیس، تمامی مردان آزاد به‌دنیا می‌آیند»، چیزی که موجب بروز مباحثه با جان کام شد، کام در مکانی که بلاند آموز شدیده بود، کالج ویلیام و مری، استاد بود.

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز