لغت نامه دهخدا
شترحجره. [ ش ُ ت ُ ح ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ( در اصل شتر و حجره ) و آن کنایه از امر ممتنعالوقوع باشد. ( آنندراج ):
شتر در حجره از گرماست پنهان
شترحجره است حرف ساربانان.میر یحیی شیرازی.|| هر آن دوشی که با هم نامناسب و مخالف باشد و در چراغ هدایت به معنی کلام بی نسبت است. ( غیاث اللغات ).