شتابیده

لغت نامه دهخدا

شتابیده. [ ش ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از شتابیدن. شتافته. رجوع به شتابیدن شود.

جمله سازی با شتابیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زی ده و روستا شتابیده خورده در راه هرچه را دیده

💡 شمشیر به کف آمد از ترک نگه مستش بر قتل که یارب باز این ترک شتابیده

💡 لاجرم تند شتابیده به نزد وی و نیز شرط حرمت را بردم بدرش نیک نماز