شتابندگی

لغت نامه دهخدا

شتابندگی. [ ش ِ ب َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تعجیل. عمل شتابنده. حالت و کیفیت شتابنده. مقابل آهستگی:
به کاری که غم را دهی بستگی
شتابندگی کن نه آهستگی.نظامی.

فرهنگ فارسی

تعجیل عمل شتابنده حالت و کیفیت شتابنده.

جمله سازی با شتابندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شتابندگی کار آهرمن است پشیمانی جان و رنج تن است

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز