لغت نامه دهخدا
شتاب نما. [ ش ِ ن َ / ن ِ / ن ُ ] ( نف مرکب ) آنکه نماید که می شتابد. متظاهر به شتافتن. شتاب نماینده. || ( اِ مرکب ) آلتی است به شکل ساعت که در واحد زمان یا زمانی معین شتاب اجسام متحرک را نشان میدهد. ( فرهنگ فارسی معین ).
شتاب نما. [ ش ِ ن َ / ن ِ / ن ُ ] ( نف مرکب ) آنکه نماید که می شتابد. متظاهر به شتافتن. شتاب نماینده. || ( اِ مرکب ) آلتی است به شکل ساعت که در واحد زمان یا زمانی معین شتاب اجسام متحرک را نشان میدهد. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت اسم ) آلتی به شکل ساعت که در واحد زمان یا زمانی معین شتاب اجسام متحرک را نشان می دهد.
آلتی است بشکل ساعت که در واحد زمان یا زمانی معین شتاب اجسام متحرک را نشان می دهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مادر فريادزنان، بر سر و سينه خود مى زد و براى نجات فرزندش كمك مى طلبيد، ومى گفت: ياابن رسول اللّه ! شتاب نما و به فريادم برس كه فرزندت در چاه افتاد،بچّه ات غرق شد و....