شتاب دهی

مترادف‌ها

تسریع، سرعت بخشیدن

متضادها

کند کردن، کاهش سرعت

فرهنگستان زبان و ادب

{acceleration} [مدیریت-مدیریت پروژه] به کارگیری روش هایی برای تکمیل کارها در زمانی کوتاه تر از برنامۀ پیش بینی شده یا الزامات پیمان

جمله سازی با شتاب دهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ایجاد استودیو تلویزیونی بر سازه بالکن طبقه هفتم ساختمان و ایجاد مرکز شتاب دهی رسانه با هدف به کار گیری و ایجاد شغل برای فارغ التحصیلان دانشکده خبر از جمله برنامه پیش روی دانشکده بود که در سال ۱۳۹۷ متوقف گردید. همچنین برخی شنیده ها حاکی از صدور حکم تخلیه دانشکده خبر توسط بنیاد مستضعفان می باشد.

💡 در مهندسی مکانیک، فرآیند شتاب دهی به قطعات موتور اهمیت بسیار زیادی دارد تا بتوانند در کمترین زمان ممکن به سرعت مورد نیاز برسند.

💡 دولت‌ها برای رشد اقتصادی، از سیاست‌های مختلفی برای شتاب دهی به تولیدات داخلی و حمایت از صنایع نوپا در بازارهای جهانی استفاده می‌کنند.

💡 استفاده از تکنولوژی‌های هوش مصنوعی می‌تواند نقش مهمی در شتاب دهی به فرآیندهای یادگیری و آموزش در سیستم‌های آموزشی نوین ایفا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران