شبکی

مترادف‌ها

مشبک، تورمانند

لغت نامه دهخدا

شبکی. [ ش َ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شبک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به شبک و شبکه.

جمله سازی با شبکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود

💡 نه کامم از لب لعلت روا کنی شبکی نه یک زمان غمم از دل به لطف برداری

💡 یا بده کام دل من شبکی از سر لطف یا به جان تو که آن برده دلم باز دهی

💡 روزکی چند نظر بر رخ یاری فکنیم شبکی چند سر زلف نگاری گیریم

💡 خواهم شبکی با تو به‌ کنجی بنشینم جایی ‌که در آنجا نبود جز می و ساغر

💡 ساختار شبکی در برخی از بافت‌های زیستی به گونه‌ای است که اجازه می‌دهد مواد مغذی به راحتی از میان سلول‌ها عبور و جابجا شوند.

💡 در بررسی‌های میکروسکوپی، دانشمندان متوجه شدند که شبکه شبکی موجود در این نمونه، الگوهای بسیار پیچیده و منظمی را از خود نشان می‌دهد.

💡 طراحی این سیستم انتقال داده بر پایه یک الگوی شبکی انجام شده است تا سرعت و دقت فرآیند تبادل اطلاعات به حداکثر برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران