شباروزی

لغت نامه دهخدا

شباروزی. [ ش َ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) شبانه روزی. شبانروزی. بمجاز، همیشه. دائماً. پیوسته: رنود و اوباش بسیار بر خود جمعکرد بقصد خلیفه و شباروزی ملازم می بودند. ( رشیدی ).

جمله سازی با شباروزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبم را صبح فیروزی برآمد غم و رنج شباروزی سرآمد

💡 چو یوسف همنشین شد با زلیخا شباروزی قرین شد با زلیخا

💡 همه دور شباروزی گرفته به مقصد راه فیروزی گرفته

💡 باد آیت پیروزی در شانت شباروزی فرخنده به نوروزی دیدار تو عالم را

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز