لغت نامه دهخدا
شب گذشتن. [ ش َ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) شب به سرآمدن. شب سپری شدن:
روز و شبم ز هجر به رنگی گذشته است
کآگه نگشته ام که سپید و سیاه چیست.شانی مشهدی.
شب گذشتن. [ ش َ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) شب به سرآمدن. شب سپری شدن:
روز و شبم ز هجر به رنگی گذشته است
کآگه نگشته ام که سپید و سیاه چیست.شانی مشهدی.
شب بسر آمدن شب سپری شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دریغا، کاروان عمر بگذشت ز سال و ماه و روز و شب گذشتن