لغت نامه دهخدا
شب ناله. [ ش َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) ناله نمودن در شب. شب هنگام ناله کردن:
به شب ناله تلخ زندانیان
به قندیل محراب روحانیان.نظامی.
شب ناله. [ ش َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) ناله نمودن در شب. شب هنگام ناله کردن:
به شب ناله تلخ زندانیان
به قندیل محراب روحانیان.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از غم عشقت بلنداقبال اندر روز و شب ناله های زار مانندجرس داردهمی
💡 می کنم شب همه شب ناله در آن کو تا کی کند از حال من آگاه نسیم سحرش
💡 شب ناله ام شنید و بپرسید از رقیب من شب نخفته ام، همه شب این فغان کیست
💡 همچو بلبل همه شب ناله و افغان دارد بی قراری دل از آن زلف پریشان دارد
💡 ازان هر لحظه بینی تازه تر داغ دل لاله که بلبل روز تا شب ناله های عاشقان دارد
💡 روزها دیده براه و همه شب ناله و آه روز اسرار چنین است و شبان نیز چنان