لغت نامه دهخدا
شالکو. [ ل َ ] ( اِخ ) نام محله ای است به خاور شهر رشت و 500 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
شالکو. [ ل َ ] ( اِخ ) نام محله ای است به خاور شهر رشت و 500 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راد (سعید راد) که به رابطهٔ خواهرش با مردی بدگمان است آن دو را در آتش میسوزاند، و سوار بر اسب به جنگلی پرت افتاده میگریزد. راد به کلبه ای جنگلی پناه میبرد، که مردی به نام شالکو (محمدعلی کشاورز) با همسرش سمن (فخری خوروش و دخترش (نور) در آن جا زندگی میکند. مدتی بعد شالکو با خبر می شو د که راد خواهر و فاسق او را کشته و گریختهاست. سمن اهالی آبادی اطراف جنگل را از حضور راد در کلبهشان باخبر میکند. با هجوم چند نفر از مردان آبادی به کلبه، شالکو مانع میشود که صدمه ای به راد برسد؛ اما پس از آنکه در مییابد راد با دخترش نور رابطه دارد مردم را در حمله به راد آزاد میگذارد تا او را از پا درآورند.