لغت نامه دهخدا
سیم پوش. ( نف مرکب ) آنکه پوشاک وی را از سیم آرایش کرده باشند. ( ناظم الاطباء ).
سیم پوش. ( نف مرکب ) آنکه پوشاک وی را از سیم آرایش کرده باشند. ( ناظم الاطباء ).
آنکه پوشاک وی را از سیم آرایش کرده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیم پوش روز بار است از شکوفه باغها مشگبوی و مشگ رنگ است از بنفشه جویبار
💡 در ساختمانهای مسکونی چوبی این کار با استفتده از یک پوشش زبر و ضخیم پلاستیکی انجام میشود که هر سه سیم را در خود جای میدهد. در ساختمانهای بزرگتر و حجیم تر سیمها از لولههای فلزی یا پلاستیکی عبور داده میشوند که سیم پوش یا لولهٔ محافظ برقی نام دارند. سیم پوشها در مقایسه با پوششهای پلاستیکی محافظت بهتری از سیمها میکنند و در ساختمانی که به وسیلهٔ این سیم پوشها سیم کشی شده، سیمهای جدید میتوانند درون سیم پوشهای موجود جاسازی شوند، در حالی که این امر در کابل با پوشش پلاستیکی ممکن نیست.