سیل کبود
لغت نامه دهخدا
سیل کبود. [ س ِ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دالوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد. دارای 208 تن سکنه. آب آن از چشمه سیل کبود. محصول آنجا غلات، لبنیات و پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایعدستی زنان قالی، جاجیم بافی است. ساکنین از طایفه دالوند هستند و زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان دالوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد.
جمله سازی با سیل کبود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیل کبود یا به زبان اصلی (سیل کیو) دارای مناظره دیدنی و تفریحی بسیاری است که مهمترین مناظر میتوان به دو چشمه زیبای سیل کبود اشاره کرد.
💡 این روستا دارای چند خان معروف از طایفه صفر بیرانوند بودهاست که یکی ازآنها مشهدی پاپی صفربیرانوند فرزند اسکندر صفربیرانوند که در زاغه در روستای سیل کبود در سال ۱۲۷۵ متولد شدهاست از بزرگان شهرستان زاغه بوده و در اختلافات به عنوان میانجی عمل میکردهاست. پاپی صفربیرانوند همیشه در برابر ظلم ایستادگی کرده و به مقابله با آنها پرداختهاست.