سگ گزیده

واژه «سگ گزیده» در زبان فارسی به معنای فردی است که توسط سگ مورد گزش قرار گرفته و در نتیجه دچار آسیب، درد یا حالت ناآرامی شده باشد. این ترکیب در معنای اصلی خود یک توصیف واقعی از وضعیت جسمی انسان پس از گازگرفتگی سگ است و به حالت بی‌تابی و ناراحتی ناشی از آن اشاره دارد. در کاربردهای لغوی و ادبی، این واژه علاوه بر معنای ظاهری، برای بیان شدت اضطراب، بی‌قراری و آشفتگی نیز به کار رفته است. در چنین کاربردهایی، «سگ گزیده» نمادی از انسانی است که دچار رنج و بی‌تابی شدید شده و آرامش خود را از دست داده است. در متون کلاسیک فارسی، شاعران از این ترکیب برای تصویرسازی حالات روانی آشفته و پریشان استفاده کرده‌اند. این واژه می‌تواند هم به وضعیت جسمی و هم به حالت روانی اشاره داشته باشد که در هر دو صورت نشان‌دهنده نوعی آسیب‌دیدگی است. در ادبیات، کاربرد آن اغلب جنبه استعاری پیدا کرده و برای بیان شدت رنج و بی‌قراری انسان به کار رفته است. این ترکیب نشان می‌دهد که چگونه یک مفهوم ساده پزشکی در زبان فارسی به یک تصویر ادبی و احساسی تبدیل شده است. از نظر معنایی، «سگ گزیده» با مفاهیمی مانند آسیب‌دیده، بی‌قرار و مضطرب ارتباط نزدیکی دارد و در همان حوزه معنایی قرار می‌گیرد. در مجموع، «سگ گزیده» به فردی گفته می‌شود که بر اثر گزش سگ دچار درد و ناراحتی شده و یا به صورت استعاری دچار بی‌تابی و آشفتگی گردیده است.

لغت نامه دهخدا

سگ گزیده. [ س َ گ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه سگ او را گزیده باشد. بی تاب. ناراحت:
لب تشنه ترم ز سگ گزیده
از دست کس آب چون ستانم.خاقانی.زآن آب آذرآسا زانسان همی هراسم
کز آب سگ گزیده و شیرسیه ز آذر.خاقانی.سگ گزیده خصم و تیغ شه چو آب
کاتش سرکش عیان خواهد نمود.خاقانی.

فرهنگ فارسی

آنکه سگ او را گزیده باشد. بی تاب ناراحت.

جمله سازی با سگ گزیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب دارد سخنم‌گو نپسندد جاهل سگ گزیده چه کند گر نکند زاب حذر

💡 چون سگ گزیده از آب وحشت کند ز دنیا آیینه بصیرت آن را کی بی غبارست

💡 از درد بی خبر بود آن کس که می کند با سگ گزیده نسبت مردم گزیده را

💡 چو عنوان گاه عالم تاب را دید تو گفتی سگ گزیده آب را دید

💡 باشد خطر ز وصل جدایی کشیده را تیغ اجل در آب بود سگ گزیده را