سگ سیرت

لغت نامه دهخدا

سگ سیرت. [ س َ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه سیرت سگ داشته باشد و آن کنایه از رنجانیدن و گزیدن باشد. ( آنندراج ). گزنده. ( از ناظم الاطباء ):
خرسر و خرس روی و سگ سیرت
خر گرفته بکول خیک شراب.سوزنی.|| گستاخ و بی ادب و درشت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه سیت سگ داشته باشد و آن کنایه از رنجانیدن و گزیدن باشد.

جمله سازی با سگ سیرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز کین دشمن گرگین نهاد سگ سیرت شدم چو بیژن در کر و فر چنگ گراز

💡 می رسد آزار سگ سیرت به درویشان فزون خرقه رااز بخیه باشد زخم دندان بیشتر

💡 پوشیده دار فقر که سگ سیرتان دهر در پوست می فتند گدای برهنه را

💡 آن یکی سگ طبع و سگ سیرت شده وآن دگر چون موش پر حیلت شده

💡 از تن تو کی شود این نفس سگ سیرت برون تا به صورت خانهٔ تن استخوانی باشدت

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز