سگ بچه

لغت نامه دهخدا

سگ بچه. [ س َ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) توله سگ. بچه سگ. ( ناظم الاطباء ). توله:
نهاده اند زن و بچه من از سرما
بسان سگ بچه بتفوز بر در سوراخ.سوزنی.پس سگ بچه ای بخانه برد و مدتی در خانه تعهد میکرد. ( سندبادنامه ص 192 ).

فرهنگ فارسی

تولد سگ. بچه سگ

جمله سازی با سگ بچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه را او گزید هم برجای شود از بیم گربه سگ بچه‌زای

💡 حاش للّه چو بر سگی ساید آدمی زاده سگ بچه زاید

💡 ... یر خر خورد عجب حالی نیست این همه سگ بچه چون می زاید