سگ باز

لغت نامه دهخدا

سگ باز. [ س َ ] ( نف مرکب ) بازی کننده با سگ. آنکه با سگ بازی کند. || معرکه گیری که با سگ بازی کند و سگ را در رقص آورد. ( آنندراج ):
اگر بود سگ باز از اهل درد
چرا با سگ خویش بازی نکرد.میرزاطاهر وحید ( از آنندراج ).|| آنکه در صورت انسان باشد و در کردار مانند سگ. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بازی کننده با سگ. آنکه با سگ بازی کند.

جمله سازی با سگ باز

💡 نفس پلیدت سگی است خاصه سگ شیر گیر هین سر سگ باز بر همچو سر گوسفند

💡 گروه نمايندگان در راه بازگشت چون به مدينه رسيدند، زبان به دشنام و بدگويى از يزيد گشودند و اظهار داشتند كه ما از نزد كسى بازگشته ايم كه دين ندارد، شراب مى خورد و تنبور مى نوازد و با آوازخوانان يار و همنشين است. مردى است سگ باز و با جوانان فاسد و بدكاره به شب زنده دارى مى پردازد. شما مردم گواه باشيد كه ما او را لايق خلافت ندانسته، از اين مقام خلع مى كنيم.

💡 كبوتر! اميرالمؤ منين ميمون باز و سگ باز است و در دين تباهكار؟! گفتى آرى ؟! به خدا اگر بگويى آرى با همين تير تو را مى كشم !

💡 ابن جوزى گويد: جماعتى از مدينه به شام رفتند تا رفتار و كردار يزيد را ببينند چونبازگشتند، گفتند: (قدمنا من عند رجلٍ ليس له دينٌ، يشرب الخمر و يعزف بالطنابيرو يلعب بالكلاب ) يعنى از نزد مردى باز مى گرديم كه ابدا دين ندارد، شرابمى خورد، طنبور مى نوازد و سگ باز است.

💡 بنابراين عقيده، خروج بر يزيد بن معاويه شراب خوار و سگ باز وقاتل و جانى، و قيام عليه عبدالملك بن مروان كه سربازانش خانه كعبه را در زير منجنيقكردند، و جنگ بر ضد وليد كه قرآن كريم را هدف تير قرار داد، جايز نيست، و حرام مىباشد!!