سپهر صولت
لغت نامه دهخدا
سپهرصولت. [ س ِ پ ِ ص َ / صُو ل َ ] ( ص مرکب ) بلند مرتبه. دارای شکوه و جلال:
خسرو سام دولتی، سام سپهرصولتی
رستم زال دانشی، زال زمانه داوری.خاقانی.
فرهنگ فارسی
بلند مرتبه دارای شکوه و جلال
جمله سازی با سپهر صولت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خسرو سام دولتی، سام سپهر صولتی رستم زال دانشی، زال زمانه داوری
💡 در اشعار حماسی و کهن، شاعر از سپهر صولت پادشاه برای توصیف قدرت بیحد و حصر و هیبت او استفاده میکند.
💡 آن فرمانده بزرگ در سپهر صولت خود، توانست تمام دشمنان را در برابر اقتدار و شکوه نظامی خود عقب براند.
💡 عبارت سپهر صولت در متون ادبی، استعارهای از قلمرو نفوذ و تسلط مطلق یک قدرت بر قلمروهای مختلف و بسیار گسترده است.