واژه «سپرساز» به معنای فردی است که کار او ساختن سپر است و در اصل به سازنده ابزار دفاعی در جنگهای قدیم اشاره دارد. این واژه از ترکیب «سپر» به معنای ابزار محافظتی و «ساز» به معنای سازنده و پدیدآورنده تشکیل شده است. در کاربردهای تاریخی، سپرساز به صنعتگری گفته میشد که سپرهای جنگی را از فلز، چوب یا ترکیبات مقاوم میساخت. در ادبیات فارسی نیز این واژه برای اشاره به کسانی به کار رفته است که در ساخت ابزارهای دفاعی مهارت داشتهاند. با گذشت زمان و تغییر نیازهای نظامی، مفهوم سنتی سپرسازی تا حدی دگرگون شد و کاربرد آن محدود گردید. در دوران معاصر، این واژه گاهی به شکل توسعهیافته برای کسانی که سپر خودروها را تعمیر یا تولید میکنند نیز به کار میرود. بنابراین این کلمه در معنای کلی به فردی گفته میشود که وظیفه ساخت یا تعمیر سپر را بر عهده دارد. این واژه نشاندهنده یکی از حرفههای قدیمی مرتبط با صنعت و دفاع در جوامع انسانی است. از نظر زبانی، سپرساز نمونهای از واژههای مرکب در زبان فارسی است که معنای شغلی مشخصی را منتقل میکند. در مجموع، این واژه به معنای سازنده یا تعمیرکننده سپر در مفهوم سنتی و امروزی آن شناخته میشود.
سپرساز
لغت نامه دهخدا
سپرساز. [ س ِ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه سپر سازد. آنکه سپر درست کند:
هندوانند سپرساز از سیم
لیک دارنده تیر خزرند.خاقانی.ندانم سپرساز خاقانیا
که نادانی اکسیر دانستن است.خاقانی.
فرهنگ عمید
۱. آن که سپرهای اتومبیل را تعمیر می کند.
۲. [قدیمی] کسی که سپر می سازد، سازندۀ سپر.
فرهنگ فارسی
۱ - کسی که سپر جنگی سازد. ۲ - سازنده سپر ماشین و تعمیر کننده آن.
جمله سازی با سپرساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظفر برتو نیابد دیو اگر قرآن سپرسازی نپاید آیت دیوان ز پیش آیت قرآن