سوارش
مترادفها
سوار، اسبسوار، زیننشین
فرهنگستان زبان و ادب
[حمل ونقل دریایی] ← سوار شدن
[حمل ونقل دریایی] ← سوار کردن
جمله سازی با سوارش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آنک آن مرکب چوبین که سوارش قمر است ره دروازه بر آن تنگ مقر بگشایید
💡 عجب تر آن که من این ره کنم نه اسبی طی که چون سوارش بدبخت زاده از مادر
💡 سوارش داغ حیرانی غبارش عرض ویرانی جهان را دیدم و گردیدم آباد و خرابش را
💡 وزير معتمد گويد: همين كه جلوى زندان رسيدم، ديدم الاغى ايستاده، ومثل اين كه منتظر كسى است كه بيايد و سوارش شود.
💡 به جنگ رفتن سلطان دگر چه محتاجست؟ که چون تو شاه سوارش به صلح میآیی
💡 پس معناى آيه (و خدا داناتر است ) اين شد كه: اينان كه خدا انعامشان كرده بعضى ازانبياء از ذريه آدمند، و از آنهايى هستند كه خدا با نوح در كشتى سوارشان كرد، و از ذريهابراهيم و اسرائيلند، و بعضى ديگر از اهل هدايت و اجتبايند كه براى خداى رحمانخاضعند، و چون نزد ايشان آيات او تلاوت شود خاشعند.
💡 در مسابقات اسبدوانی، هم هماهنگی میان اسب و سوارش بسیار اهمیت دارد و این رابطه میتواند بر نتیجه نهایی مسابقه تأثیر زیادی بگذارد.
💡 او با دقت به اسب و سوارش نگاه میکرد که در حال عبور از میان مسیرهای دشوار و سنگلاخی در کوهستان بودند.
💡 برای اینکه یک فرد بتواند با اسبهای وحشی برخورد کند، باید حتماً از دستورات سوارش که تجربه بسیار زیادی دارد، به دقت پیروی نماید.